تو نيستى
اما من برايت چاى مى ريزم!
ديروز هم نبودى
كه برايت بليت سينما گرفتم!
دوست دارى بخند
دوست دارى گريه كن
و يا دوست دارى
مثل آينه مبهوت باش...
مبهوتِ من و دنيایِ كوچكم!
ديگر چه فرق مى كند
باشى يا نباشى
من با تو زندگى مى كنم...
برچسب: تو نیستی که ببینی,تو نیستی,تو نیستی که ببینی فریدون مشیری,تو نیستی و من,تو نیستی که ببینی مشیری,تو نیستی فریدون آسرایی,تو نیستی که ببینی چگونه پیچیدست,تو نیستی سرد و یخبندون,تو نیستی که ببینی چگونه,تو نیستی و,
نویسنده: سپیده کوشکی