... که نگو ... - تاریخ: 1396/7/16 ساعت: 15:38
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ڪه نگـــــو آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم ڪه نگـــــوبسڪه دلتنگ تـــوام، از اونروزتا حــــــــــالا جانِ من حرف بزن آنقَدَرگوش به فرمان توهستم ڪه نگـــــو ڪوچه پس ڪوچه اینشهر پر از تنهاییست آنقَدَر بےتودراین شــهر غریبــــم ڪه نگـــــــــو جانِ من زود بیا آنقَدَر حســرت آغوش ت...
زن که باشی ... - تاریخ: 1396/7/16 ساعت: 15:38
... اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی ... - زن که باشی ... زن که باشی ... زن که باشی نمی توانی انکار کنی تشنه ی بوی تن مردت هستیهمیشه و هر لحظهدست خودت نیستزن که باشی آفریده میشوی برای عشق ورزیدن ..برای نگاههای مهربانانه .............برای بوسه های آتشین..................زن که باشی تمام تنت طعم تلخ عطر ...
صدای گریه می آید ... - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
هوا دلتنگ و بارانی، صدای گریه می آیدشده دریا چه توفانی، صدای گریه می آید دل هر خانه ای آوار موجا موج طغیانگرخراب از هرچه ویرانی صدای گریه می آید پریشان مو پریهای جزیره "شروه" میخاننددر انبوه پریشانی صدای گریه می آید شکسته مثل قایق ها دل جاشوی سرگردانبه لنگرگاه توفانی صدای گریه می آید چه باید کرد با
عشق یعنی ... - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
عشـــــــــــق یعنی یک تلنگر بر تن احساس گلعاشــــــــــــــقی یعنی بزن بر این دل دیوانه پُلعشــــــــــق یعنی روز و شب درگیر غوغای نگاهعشـــــق یعنی حسرت و اشک و من و اندوه و آهعشــــــــــــــق یعنی شعر چشمان ترا باور کنمدر تب این شــــــــــــعله ها این دیدهام را تر کنممن اســـــــــــــــــیر غ
برگرد ... ! - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
برگرد ! نه برای اینکه بمانی برگرد تا من بروم، انگار آنکه اول میرود فراموش شدنی نیست ...
ای لاله کجایی ... - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
ای لاله ی صحرایی نشکفته چراییگلخانه پر از گل شد ... ای لاله کجاییتو مشعل سوزان این محفل ماییما می زدگان از دل و جان تا به جهان هستیم پیمانه به دستیمبا اهل وفا صدق و صفا ما به خدا هرگز پیمان نشکستیمگر دامنت ای یار در دست من آیدعمری به ترانه گل در سخن آیداز من تو چه خواهیگاهی به نگاهیدیدار تو خواهممن ...
تقصیر از "من" است ... - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
تقصیر از "من" است ...آن زمان که گفتی ...قول بده همیشه" کنارم" بمانی ...یادم رفت بپرسم ...كنار "خودت" يا" خاطره هايت"...؟
بی تو تنها گریه کردم - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
لاله ی دست نیافتنی من بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستارهانتظار تو کشیدم تا که برگردی دوبارهدر غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستمزیر بارون جدایی با خیال تو نشستمپشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارممن برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارمانتظار با تو بودن منو از پا درمیارهترس از این دارم که بی تو
کجایی لاله ام - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
کجایی لاله ام خرم بهار مننگاهت با نگاهم در تلاقی نیست ٬ نمی بینم نگاهت راتو هرجا با منی اما...فروزان اختر سوسوزن تابان بسوی من نمی تابدبسوی من نمی تابی ... کجایی لاله ام خرم بهار من
قصه ی شیرین ... - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 15:48
... اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی ... - قصه ی شیرین ... قصه ی شیرین ... باز این دل سرگشته من یاد آن قصه شیرین افتادبیستون بودو تمنای دو دوستآزمون بود و تماشای دو عشقدر زمانیکه چو کبکخنده میزد شیرینتیشه میزد فرهادنه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوسنه توان کرد ز بی دردی شیرین فریادکار
اگر بدانی ... - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 22:06
ﺗﻮ ﻣﺠﺎﺭﺍﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ مراﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ...ﻣﻦﻋﺎﺷﻘﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ...ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﯼ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮﻫﻤﯿﻦﺍﻧﺒﻮﻩ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻦ ﻫﺎﺳﺖﺍﮔﺮ ﺑﺪﺍﻧﯽﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡﺍﮔﺮﺑﺪﺍﻧﯽ...
به خداحافظي تلخ تو سوگند، نشد ... - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 1:57
به خداحافظي تلخ تو سوگند، نشد كه تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشدلب تو ميوه ي ممنوع، ولي لبهايم هرچه از طعم لب سرخ تو دل كند، نشدبا چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر هيچ كس! هيچ كس اينجا به تو مانند نشدهركسي در دل من جاي خودش را دارد جانشين تو در اين سينه خداوند نشدخواستند از تو بگويند شبي شاعرها عاقبت ...
سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت ... - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 23:22
سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم رفتی و دلم بست به سوی همه در را جز روی تو در را به کسی باز نکردم گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت حس غزلم را به تو ابراز نکردم شبها که به خاطر گذرد یاد عزیزت در خواب به جز نام تو آواز نکردمزنجیر به پای دل من بست نگاهت بی حال و هوای تو که پرواز ...
من مانده ام و يك دلِ بي حوصله لاله م - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:44
من مانده ام و يك دلِ بي حوصله لالهچشمانِ تو افكنده به دل مشغله لالهاز موج نگاهت شده در مغرب و مشرقسونامي و طوفان و به دل زلزله لالههفتاد و دو ملت همه وامانده و حيرانزيرا كه شده عشوه تو مسئله لالهاز مرز هري تا به دلِ كابل و زابل شوري دگر انداخته اين راحله لالهتا گرمي آغوشِ تو مالِ دگران استبين من و ت...
دوستت دارم ... - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:43
كافيست چشمانت را ببندى و چند لحظه تمركز كنى... ميشنوى...؟ آسمان پر است از "دوستت دارم" هايى كه هيچوقت به مقصد نرسيد! بلندترينش ناب ترينش بِكر ترينش مالِ من است! بَرَش دار لطفا...
درد یعنی ... - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:43
درد یعنی بروی ، دردسرش کم بشودبشوی عابر آواره ی افکار خودت اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولیدرد یعنی بزنی دست به انکار خودت...
دوستت دارم ... بی نهایت - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:43
به کسي که دوسـتش داري❤️بـگو که …چقدر بهـش عـلاقه داريو چقـدر در زنـدگيبراش ارزش قائـل هسـتي ...چون زمـاني کـه از دستش بديمهم نيـست چـقدر بـلند فريـاد بزنـياو ديگر صـدايت را نخواهد شنيد ...!
روزی ... می رسد - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:42
باورت بشود يا نه روزي مي رسد که دلت براي هيچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد براي نگاه کردنم ،خنديدنم و حتي اذيت کردنم براي تمام لحظاتى که در کنارم داشتي روزي خواهد رسيد که در حسرت تکرار دوباره من خواهي بود مي دانم روزي که نباشم هيچکس تکرار من نخواهد شد ...
تو مال منی ... - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 8:42
تو مال منی ومن گـــــدایت شده ام دلتنگ شنیدن صـــــدایت شده ام تو رفته ای وهنوز من خوبم شکر چیزی نشده فقط فــدایت شده ام ...
تو نیستی ... - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 15:26
تو نيستىاما من برايت چاى مى ريزم!ديروز هم نبودىكه برايت بليت سينما گرفتم!دوست دارى بخنددوست دارى گريه كنو يا دوست دارىمثل آينه مبهوت باش...مبهوتِ من و دنيایِ كوچكم!ديگر چه فرق مى كندباشى يا نباشىمن با تو زندگى مى كنم...

برچسب‌های مرتبط

اگر بدانی چقدر دوستت دارم | اگر بدانی جایگاهت کجاست | اگر بدانی | اگر بدانید مردم هزاران بار بیشتر | اگر بدانی وقتی نیستی | اگر بدانی که ندانی | گفتا اگر بدانی | اگر می خواهی بدانی ثروتت | اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی | اگر میخواهی بدانی ثروتت چقدر است