درد یعنی بروی ،
دردسرش کم بشود
بشوی عابر آواره ی
افکار خودت
اینکه سهم تو نشد درد
کمی نیست ولی
درد یعنی بزنی دست
به انکار خودت...
برچسب: درد یعنی,درد یعنی مچاله ی شعری,درد یعنی چه,درد یعنی چی,درد یعنی برود تا خبرش برگردد,درد یعنی دو نقطه حرف دلت,درد یعنی تو بی خبر باشی,درد یعنی اینکه,درد یعنی به عشق ناچارم,درد یعنی سرت به سنگی,
نویسنده: سپیده کوشکی