خرید بک لینک

نمیایی
برایت قهوه می ریزم، کمی شیر، دو قاشق شکر،
می گذارم جلویت روی میز،
گلدان گل را کنارتر می گذارم
تا بهتر ببینمت.
قیافه جدی به خودم می گیرم
و با لهجه ای که حالا برای خودم هم بیگانه است،
می گویم:
قهوه ات سرد میشود.
هر کجا که هستی، زودتر به خانه بیا

و همانطور می نشینم تا تو یک روز بیایی...

برچسب: نویسنده: سپیده کوشکی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:00

صفحه بندی